تبلیغات
وبلاگ برو بچه های دانشگاه مولانا - بازم یه شعر خشنگ
 
 
تاریخ :  چهارشنبه 8 شهریور 1391
نویسنده :  فاطمه

کهربا

من نه خود میروم، او مرا می کشد

کاو سرگشته را کهربا می کشد

چون گریبان ز چنگش رها می کنم

دامنم را به قهر از قفا می کشد

دست و پا می زنم می رباید سرم

سر رها می کنم دست وپا می کشد

گفتم این عشق اگر واگذارد مرا

گفت اگر واگذارم وفا می کشد

گفتم این گوش تو خفته زیر زبان

حرف ناگفته را از خفا می کشد

گفت ازآن پیشتر این مشام نهان

بوی اندیشه را در هوا می کشد

لذت نان شدن زیر دندان او

گندمم را سوی آسیا می کشد

سایه ی او شدم، چون گریزم از او ؟

در پی اش می روم تا کجا می کشد

 




:: مرتبط با: ادبیات ایران ,
نظرتون راجع به دانشگاه مولانا چیه؟





» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :