تبلیغات
وبلاگ برو بچه های دانشگاه مولانا - عشق
 
 
عشق
 
 
تاریخ :  جمعه 2 اردیبهشت 1390
نویسنده :  مریم

شب هنگام بودکه فریاد مهیبی مرا به خود خواند،چقدرفریاد عجیبی بود.مادرم ازخواب بیدارشد،اوگفت:پسردیوانه شدی؟ومرا دیوانه خواندو به خواب نازش ادامه داد.

بعد از فریاد مرا دیوانه خواندند.به دنبال آن فریادرفتم که قلبم را ازمن گرفت وسرمای تلخ خونم را دلگرم کرد.همانند مرغ پربال کنده ای بودم که دیگر خواب به چشمانش راه نداشت ودراین هنگام بود که خداروبا احساس عجیبی صدا زدم واین گونه بود راز آن فریاد....

درمیان نگاهای غریبانه ی مردم که احساسی ازآن نمیفهمیدم قدم درجهان هستی گذاشتم،همراه خود فقط عشق داشتم وباکوله باری ازعشق آمدم.

گریه های شب هنگام بودکه اتش عشق نهفته مرا شعله ورتر میکرد.

همه را مینگریستم ولی نمیدانستم کیستند؟چیستند؟و با من چه میگویند؟

اولین قدم - اولین نگاه-اولین لبخند عشق مادربود.دستان پرمهرش بود وازجان گذشتن.

بازهم گمشده ای داشتم،هرشب به درگاهش پناه میبردم وخلاء را پر میکردم ولی باز همراهم بود....

ومن بالغترین شدم ولی درفقدان نیمه ی گم شده ام.

نمیدانم ازکجا؟ازچه هنگام شروع شد اما میدانم همانند روز اول فقط یک عشق آتشین همراه دارم.

شب ها ستاره ها داد میزدن                           منم منم ستاره،چشمک زنون دوباره

روی بام خانه به کم نورترین آن نگرستم که ستاره ی خودم بود وآن هنگام بود.

من میدانم سهراب میگفت:

چشم هارا بایدشست   جوردیگرباید دید

وقتی که عشق  امد جوردیگر دیدم و اوراشناختم.

قایقی خواهم ساخت           خواهم انداخت به آب       دورخواهم شد ازاین خاک غریب

که درآن هیچ کسی نیست که دربیشه عشق قهرمانان را بیدارکند.

ومن بیدارشدم.به این  که میگویندعشق یعنی علاقه شدید قلبی اعتقادی ندارم.یعنی معنایی برای آن پیدا نکردم.

خدایااین چه حس وشوری است.خون رگ هایم منجمد شدن.فقط یادم میاد انقدر صداقت داشت در چشمانش که نورعجیبی مرا به خود فراخواند.قلبم را تسخیر کرد،هوش را ازسرم برد.

به معنای واقعی عاشق شدم.یاده فرهاد افتادم که تندیس عشق را فدای یک تار موی شیرینش کردو به عشق جاودان رسید.

من شدم صاحب ابدی آن نگاه.

جسم او در کنارم نبود ولی آن نگاه بودکه پاسخ گوی عشق وشور من بود و معنای زندگی را به من چشاند و عطرگل یاس را در آن دشت وبیابان ابدی ساخت.

عشق او بود مرا جا بخشید وآن فریاد رادر آن شب پرستاره به صدا دراورد و مرامادر دیونه ای بیش نخواند.




نظرتون راجع به دانشگاه مولانا چیه؟





» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :